مسجد منشور

خانه / لیست شهدای محله / شهید محمود مرادی


شهید محمود مرادی


زندگی نامه شهید محمود مرادی

بسم الله الرحمن الرحیم 

شهید محمود مرادی

تولد: 1344/8/26 

شهادت: 1365/10/21 

محل شهادت: عملیات کربلای 5


مادر شهید:
وقتی برای آخرین بار به جبهه اعزام می شد خداحافظی طولانی داشت. به من می‌گفت که شما بعد از من به کربلا مشرف خواهید شد. در آنجا ابتدا به نیابت از شهدا زیارت کنید. در همانجا من به پسرم گفتم که دیگر تو به جبهه نرو که تو هفت سال از ابتدای جنگ در جبهه‌ها حضور داشتی که پسرم در جواب گفت: نه مادر من به جبهه می روم تا شما راحت باشید.
ما که به کربلا مشرف شدیم از طرف شهدا نیز زیارت کردیم ابتدا بسیار برایمان سخت بود که بدون شهدا به کربلا و زیارت رفته بودیم. امیدوارم که خداوند روحشان را شاد کند و ما را مدیون خون شهدا ننماید.


خواهر شهید:
در پاره‌ای از اوقات محمود به دلیل مشغله زیاد اش در بسیج شب‌ها را نیز به منزل نمی آمد. در ماه رمضان نیاز من به جهت اینکه بچه ها گرسنه نماند سحری را به برادرم می دادم تا با دیگر دوستانش در مسجد سحریشان  را بخورند و روزه بگیرند. خیلی به ما تاکید می‌کردند که خانواده شهدا را فراموش نکنیم و هر هفته به آنها سر بزنیم. میگفت بسیجی همه چیزش باید بسیجی باشد. رفتارش٫ اخلاقش و حتی میگفت بسیجی باید لباسش پاکیزه و مرتب باشد تا مردم عبرت بگیرند.
وی بسیار به صله ارحام رفتار نیکو با بزرگترها و اقوام توصیه و تاکید می‌کردند. روحیه تک بعدی و صرفاً مذهبی و خشک نداشتند.مانیفست افرادی را در اقوام داشتیم که نسبت به دین بی توجه بودند که شهید مرادی با رفتار خوب و نیکویی خود آنان را نیز به اسلام متوجه می کرد. بعضاً بعد از شهادت برادرم به ما مراجعه می‌کردند و برایمان از رفتار خوب محمود که باعث شد آنها به نماز اول وقت روی آورند میگفتند. هیچ وقت فراموش نمی کنم یک بار در جمع بسیجیان که صحبت می‌کردند به آنها گفتند که: بچه ها طوری رفتار کنید که روز قیامت امام زمان عج به خاطر رفتار ما شرمنده دیگر امامان نباشد.


حاج داوود غفارپور (دوست و همرزم شهید):
از نکات بارز اخلاقی شهید این بود که وقتی ایشان برای مرخصی به تهران می‌آمدند و امور مربوط به بسیج را انجام می دادند و با جدیت و دلسوزی خاصی به تبلیغ و جذب نیرو برای اعزام به جبهه ها پی نمودند. زمانی که نیروها در عقبه تجهیزات شان را می بستند و داخل ماشین ها آماده اعزام بودند شهید مرادی به عنوان معاون گردان به پشت یک یک کامیون ها می رفتند و این جمله را با جدیت خاصی به بسیجیان می گفتند که بچه ها استقامت و جدیتی از خودتان باید به خرج دهید که دل امام رو شاد کنید .وقتی که در منطقه بودیم و گردان ما دستور حمله و اعزام به خط صادر شد. نیمه شب بود که در میانه راه در انتخاب مسیر تردیدی به وجود آمد. گردان بر سینه خاکریزی نشستند تا استراحت کنند.در این شرایط که بچه های گردان زیر آتش توپخانه بودند شهید مرادی مدام به نیروها سر مییزد تا اینکه فردای همان روز حبر شهادت شهید مرادی در گردان پیچید. 


اشتراک در شبکه های اجتماعی


کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به مسجد منشور میباشد.

طراحی و اجرا : 01WEB