مسجد منشور

خانه / لیست شهدای محله / شهید محمد شکل آبادی


شهید محمد شکل آبادی


زندگی نامه شهید محمد شکل آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم


شهید محمد شکل آبادی
تولد: ۱۳۴۰
تاریخ شهادت:۱۳۶۱/۴/۲۱
وضعیت: در عملیات رمضان مفقود الاثر شدند.


مادر شهید:
بسیار با محبت بودند و فرائض دینی خود را با وجود سن کمی که داشت تمام و کمال به جا می‌آورد. قبل از انقلاب هم اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) را پخش می‌کرد. نوارها و تصاویر حضرت امام (ره) را جمع می کرد.به من میگفت که من وقتی رفتم بی قراری نکنید. خیلی ها به جبهه رفتند هم یکی از آنها.خوشا به سعادت آنانی که شهید شدند و امیدوارم خداوند به تمامی خانواده شهدا صبر بدهد. درست است که فرزندان ما در راه اسلام جان خود را فدا کردند اما هر چه باشد جگر گوشه های ما بودند.
محمد هدیه ای بود که خداوند به ما داده بود و خودش هم از ما گرفت. چون از محمد هیچ چیزی به ما نرسیده وقتی دلتنگ میشوم با عکسش درد و دل میکنن.


برادر بزرگ شهید:
بسیار شاد و بشاش بود. هیچگاه کسی او را با چهره غمگین نمیدید. حتی در منطقه ام این روحیه خود را از دست نداده بود. در ابتدای جنگ با پدرم به منطقه رفتیم برادرم در گروهان پل بود روحانی که روی کرخه پل می ساختند. در آن زمان بنی صدر خائن رئیس جمهور بود. برادرم به من گفت که بسیار از حضورش در این محل ناراحت است.وقتی من علت را از او پرسیدم به من گفت که ما پول نداریم که نیروهای ما به آن طرف رودخانه بروند ولی این اجازه را به ما نمی دهند و در عوض نیروهای عراقی به راحتی وارد خاک ما میشوند. من دیگر نمی توانم اینجا بمانم.مثل این که آقایان میخواهند کشور را دودستی تقدیم دشمن کنند.وقتی برای مرخصی از گروهان بیرون آمد به واحد پیاده مراجعه کرد و بلافاصله بعد از ثبت نام در واحد پیاده به عملیات رمضان اعزام شد و در همان عملیات هم مفقودالاثر شد.
برادر کوچک شهید: قبل از اعزام شبه منطقه یک شب بود که من از خواب برخاستم و دیدم محمد به نماز ایستاده است و در همان حال از نماز در حال گریه و اشک ریختن است. برای من بسیار تعجب‌برانگیز بود چون تا آن روز که این حال ای را در محمد ندیده بودم.


درس سوم شهید:
بسیار عاطفی با من که کوچکتر بودم رفتار می کرد و من را به تفریح می‌برد من در آن چنین دوچرخه علاقه داشتم و محمد به همین دلیل دوچرخه‌ای که برای خود خریده بود را در اختیار من گذاشته بود. در مجموع رفتارش با تمام اعضای خانواده بسیار صمیمی بود. شبها قبل از خواب پتو را بر روی سرش می کشید و با ضبط کوچکی که داشت نوارهای نوحه را گوشش میکرد و گریه میکرد.


اشتراک در شبکه های اجتماعی


کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به مسجد منشور میباشد.

طراحی و اجرا : 01WEB